خداوندا....
دوستانی دارم که در اعماق قلبم جای دارند، آنان شایسته
محبتند و یادشان مایه آرامش است...
در میان خلق،معدن خیرند و دارنده پاکترین خصوصیات؛
پس ای خدای من آنان را اکرام کن و بر صفات نیک آنان بیفزای..
آمین![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط آصف خسروی در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 19:41 موضوع | لینک ثابت
بگو، چه چاره کنم؟
صدای بغض تو می آید از راه دور
طنین هق هق من میرود به همراه باد
نه در کلام تو یک واژه بلیغ سرور
نه در روایت من،یک نشان زگفته ی شاد
بگو، چه چاره کنم؟
که من زجنگ جدایی نمیشود آزاد
بگو، چه چاره کنم؟
که هر چه ناله بر آری نمی روی از یاد
بگو، چه چاره کنم؟
تو در سرای غمت،خفته ای به شهر غریب
منم به خانه ی خود،در حصار تنهایی
نه در کویر خیالم امید دیدن تو
نه در خزان تنم قدرت شکیبایی
تو ای ملامت مهر
چگونه پربکشم،
که در میانه ی ما کوهها و صحراهاست..
بیا زدور،بر احوال خویش گریه کنیم
چرا که فاصله ی مابه قدر دریاهاست
بگو، چه چاره کنم؟
در آخرین پیغام
یه لحظه ی بدرود
زپیک،نسیم بشنو،هایهای غربت من
خدا کند که به دیدار یکدیگر برسیم
وگر به من نرسیدی بیا به تربت من
بگو،چه چاره کنم؟
بگو،چه چاره کنم؟
نوشته شده توسط آصف خسروی در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 18:2 موضوع | لینک ثابت
ای دوست مرا به خاطرآور
شب سرشار از تماشاست... شب سرشار از سکوت
شب موسم شنیدن حرفهای ناگفته و آواهای ناشفته هست...
شب است و موسیقی بلند سکوت...
شب است و خودمان رویا از دشت ابری خیال...
شب است و تکلم ستاره ها در کرانه ی بی واژه ها ی آسمان با من
بیا دست در دست واژه ها با گلگشت در باغ شب برویم..
بیا تا چشمهای تماشا وسعت مشک شب را ببوییم..
بیا تا گام بر ابتلای جاده ی شب بگزاریم
و تا سپیده دمان قدم بزنیم تا...
نوشته شده توسط آصف خسروی در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 12:48 موضوع | لینک ثابت
تولد حضرت فاطمه الزهرا را به تمامی مسلمانان،بخصوص
به تمام مادران دوست داشتنی تبریک میگم...
در اینجا یادی از مادران عزیزانی که به بهشت رفتند،برای روح
بزرگشان ۱دقیقه سکوت و صلواتی بفرستید...
این شعرو تقدیم به مادر عزیزم...
صدای تو صدای مهربان است...
نگاه گرم تو آرام جان است
دلت آبی به رنگ پاکت دریاست
نشستن در کنارت مثل رویاست
شریکی تو همیشه در غم من
تو معنای شگفتی،مادر من
مرا از شیره جانت خوراندی
مرا با مهر و عشقت پروراندی
گذشت و طی شدعمر تو به پایم
کسی را جز تو،ای مادر عزیزم،ندارم
نوشته شده توسط آصف خسروی در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 18:17 موضوع | لینک ثابت
نامه ای سرشار از عشق برای استاد عزیزم دکتر شریعتی..
سلام پدر،منم فرزند پاک شما،آصف..
وقتی من بدنیا آمده ام،۴ سال ار عروج آسمانی شما میگذشت..
وقتی که بزرگ و بزرگتر میشدم همیشه یه خلا در خود احساس میکردم
تا وقتی که اتفاقی با تو آشنا شدم و دیگه شدم عاشق و دیوانه تو..
و من در طی این سالها به مانند پدر دوستتون دارم...
من فرزند پاک شما تا آنجا که در توانم هست با کمک این دوستان با
محبتم که همیشه یار و یاور من بوده اند..راهت و اهدافت را زنده
می کنیم و به خاطر رنج و مشقت فراوانت آنرا سپاس قرار میدهیم و
من حتی جانم را در این راه حاضرم بدهم...
پدر میخواهم انجا با شما دردل کنم...
میدانی پدر..
تو اون روزها به یاد ما جوونها و ایران پاکت بوده ای..
حرف میزدی..فریاد میکشیدی.. که این است زیبایی انسانها..این
است راه درست شدن ایران زیبا؟..ولی کسی به حرفت گوش نمیکرد.
و تو وقتی دیدی که کسی به حرفات گوش نمیکنه وحق مردمت را
میخورند..گریستی تا صبح؟ و اشکات در نیمه های صبح به پایان
رسید و تو با چشمانی پر از اشک به پیش معبودت رفتی...
ولی میخواهم بگویم پدر...
فرقی نکرده است بلکه بدتر شده...
امام خمینی قیام کرد تا فقیر و پولدار دیگر فرقی نداشته باشه و
و بیت المال بطور مساوی بین مردم تقسیم بشه و قبض آب،برق،تلفن
و گاز که در سحنرانی که ماهواره پخش شد و هرگز ایران نشان نداد..
که گفته باید مجانی بشه ولی نه اینکه مجانی شد بلکه بد و بدتر شد
و گرانی اجناس ها...واویلا واویلا..چی شد مملکتمون؟
پدر ..همه را کشتن؟..رجایی ها..بهشتی،مطهری و چمران و..
حتی به احمد آقا هم رحم نکردن اونو هم کشتن؟
میدونی چرا؟..
چون میخواستن به منسب قدرت برسن که رسیده اند ولی تا کی؟
پدر....
ما مردمهای خوب،دلسوز،پاک و مهربونی داریم که همیشه در تمام
صحنه ها به یاری همدیگه میایند ولی وقتی مردم ازدولت کمک
خواستن کسی جوابگوی این خواسته ها نبود؟
پدر ...
جوونهای ما گوشه گیر و تنها شدن...عشق دگه داره از بین میره..
جوونها وقتی میبنن که دولتمردان به دادشان نمیرسن سر از خلاف
در می آورن ..باید حق داد؟ چه کنند..مجبورند با این چیزها سرشون
را گرم کنن؟ و آنها بالایی ها خوشحال میشوند؟؟
ولی پدر...
من چی؟ امثال من که تشنه کارن وکسی نیست که آنها را سیراب کنن
ونمیتوانن خلاف کنن ..چه کنند؟
آره پدر درست حدس زدی..افسرده میشن..تنها میشن..ولی یه نفر
را همیشه صدا میزنن و آن هم معبودشان خداست...
و بر خدا توکل میکنن و میگویند...
ای خدا..پدر رفت..امام رفت..عشق داره میره..همه جا پر شده از
دروغ و ریا...پس خدایا به امام زمان بگو..زودتر بیاید..
زودتر بیاید....ما منتظریم..
نوشته شده توسط آصف خسروی در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 18:30 موضوع | لینک ثابت
سالگرد استاد عزیزم ..دکتر شریعتی نزدیکه...
اون که بود؟
برای چه آمد و برای چه رفت؟
میخوام به ندای درونی خودم گوش بدهم و اطاعت کنم؟
چون کسی مدام بهم میگه باید بنویسی اگر چه تلخ باشد و
من خواهم نوشت هر آنچه از درونم به من میگوید
نوشته شده توسط آصف خسروی در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 17:26 موضوع | لینک ثابت
الهی...
چو بید میلرزم، که مبادا به هیچ نیرزم...
الهی..
به بهشت و حور چه نازم،مارا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم.
الهی
کار، نه روزه،نه نماز دارد
کار،شکستگی و نیاز دارد...
الهی، گفتی کریمم، امید بدان تمام است،تا کرم در میان است
نا امیدی،حرام است...
نوشته شده توسط آصف خسروی در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت 14:6 موضوع | لینک ثابت
به نظر شما دوستان خوبم...
این جمله دکتر شهید بهشتی چقدر در حال
حاضر در مملکتمون به کار برده میشود و
آیا دولتمردان از آن به خوبی استفاده میکنند؟
ما شیفتگان خدمتیم
نه تشنگان قدرت؟؟!
....اگر مخالف و موافق این جمله هستید نظراتون برام قابل
احترام میباشد..
نوشته شده توسط آصف خسروی در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت 12:24 موضوع | لینک ثابت
هوالمحبوب
من اگر دست به سوی تو رها می سازم
نه که تو سکه قلبی به کفم بگذاری
نه که تو رغبت سردی به دلت بنشانی
یا که آهی و نگاهی زترحم به زخم بنشانی
دست من سوی تو از خواستن عشق و وفاست
دست من حامل این سادگی و حجب و حیاست
آدمی را مگر این گونه محبت کردن موجب ارج و بهاست
من اگر پای ندارم بدوم....پر اندیشه خود را تا به
عرش اعلی تیزتر میرانم...
من اگر دست ندارم که بگیرم دامن...
بال احساس خود آسان به خدا می سایم...
و اگر چهره ناموزونم موجب رنجش دلهای شماست
سیرت پاک درونم را ببینید
که پر از حرف همه گلشن زیبایی هاست
نوشته شده توسط آصف خسروی در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 12:20 موضوع | لینک ثابت
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست،ولی در نماز پایان
است..شاید این بدین معناست که پایان نماز،آغاز دیدار
است..
دکتر شریعتی
نوشته شده توسط آصف خسروی در پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت 12:33 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY